خرید بک لینک
امروز هم خوب شروع شد، ولی از وسطش گند خورد بهش تقصیر خودمه، همیشه تقصیر خودمه... قرار بود روز های خوبو بنویسم ولی همش دارم روز های بد و مینویسم دیگه سعی میکنم جملات تو ذهنم با چرا شروع نشه... باید با چی شورع بشه وقتی هیچ وقت جوابی وجود نداره... تمام جملات خبری هستند... به قول بودا زندگی فقط رنج... من بعضی وقتها از 99% زیر لود بودن خسته میشم ... من کم میارم... من ناراحت میشم... من غصه میخورم... ولی دوباره باید بخندم و سعی کنم مشکلات بقیه رو حل کنم ... سعی کنم نشون بدم خیلی قویم و زندگیم عالیه ... چرا حس میکنم یکی هست که میشنوه صدامو ولی نیست ... زندگیم داره حروم میشه... دلم میخواد برای خودم زندگی کنم... ولی حیف... طبق معمول به طنابی چنگ زدم سیم خار دار بود... هیچ وقت از خودم نشد که احساس رضایت کنم ... احساس کنم حداقل برای یک نفر تو این دنیا دلخوشی حساب میشم.... شاید بهش نزدیک کنم خودمو... شاید التماس کنم براش نمیدونم ... خودم مینویسم خودم میفهمم خودم خودم خودم سرم درد میکنه انقدر فکر میکنم که یادم میره گشنم شه یادم میره زندگی کنم...جالبه هر سال که میگذره تولد برام بی معنی تر میشه ... امسال هم بی معنی ترین بود... وقتی دوست داشتن ها رو میبینی... دوست نداشتن ها... تظاهر ها نیاز ها و... بازم بابا چقدر جات خالیه ... چقدر بهت نیاز دارم و نیستی ... یه نوید چرا از تو آینه نمیاد بیرون بغلم کنه بگه بیخیال ... درست میشه... نوید نوید نوید اومدم از کلمه کاشکی استفاده کنم گفتم با خودم توافق کنم اینجا دیگه از کلمه کاش استفاده نکنم ...|+| نوشته شده توسط نوید نیکپور در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳  |

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 13:13

این شیشه را بکوب به دیوار باطل نمیشود مگر این سرنوشت؟!امروز هم تولد من بود یک گریه ی دوباره: 11 اردیبهشتاین شیشه را بکوب به دیوار من بسته ی کدام طلسمم؟!از خبر های خوب خستم ام! طنزی ست توی معنی اسمم !!خاموش شد شمعش... سال بی فروغی بودجز فصل پاییزش، همه چیزش دروغی بود...! |+| نوشته شده توسط نوید نیکپور در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳  |

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 13:13

صفحه بندی